دو تا شعر قشنگ...

 

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

 

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

 

 

صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض

 

یک طرف خاطره ها!

 

یک طرف پنجره ها!

 

در همه آوازها! حرف آخر زیباست!

 

آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟

 

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

 


For My LOVE  

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
m!r0@

شعر قشنگيه[تایید] به وبلاگ ما بياي و به مطالبمون نظر بدي خوشحال ميشيم[لبخند] azadpatogh.persianblog.ir(جزيره S&A)