Love

دلم گرفته...

دلم گرفته چجورم گرفته

 

یکی دوروزه که خیلی بی حوصلم و دیگه صدا همه رو در آوردم البته سرما خوردگیمو واسه بی حوصله بودنم بهونه میکنم

اما خودم خوب میدونم که این دلیلش نیست و من دلم از یه جای دیگه و یکی دیگه پره

هیچکس هم ندارم که باهاش درد و دل کنم... خیلی تنهام کلا خیلیییییی

امتحان امروزمو نفهمیدم چی دادم همه رو بلد بودم اما نیومد تو ذهنم

تا الان هرچی بهم گفته و هرکاری کرده هیچی بهش نگفتم و بازم اخلاقم باهاش همونی بوده که همیشه بوده

اما این که این دفعه داره بهم میگه دوسش ندارم و یه دروغ گویم خیلی برام سخته

نمیخوام بازم منت کشی کنم بازم من پا بذارم برای آشتی نمیخوام چون کاری نکردم

همیشه و همه جا اسم تو رو زبونم بوده همیشه از تو و عشقم به تو به همه میگفتم و بهت وفادار بودم اما تو چی؟ مثل یه جرم و یه کار بد منو قایم میکنی

یه بار نشده که منو از خودت بدونی

میدونم خیلی چیزا هست که هنوز ازت نمیدونم اما من تا کوچیک ترین چیزی میشه بهت میگم و همینه که الان وضعم اینه

میگی ناراحتی نداره این که با دختر دیگه ای میحرفی و میچتی و... اگه تو یه اسم از من جلو بقیه میاوردی آره هیچوقت مشکلی نداشت چون اونموقع همه میفهمیدن تو مال منی و نباید زیاد تر از حد خودشون پیش برن

اما مشکل همینجاس...

نه ایندفعه دیگه نه

این یکی رو نمیتونم قبول کنم این کارت برام خیلی سخت بود

چقد قشنگ خونده علی لهراسبی....

 

خوب فکر کن که من توی تنهاییات تو دلتنگیات
کی بودم برات و تا کجا موندم به پای تو
به خودت برگرد و ببین از همه دل کندمو
به تو وابستمو همه ی زندگیمو گذاشتم برای تو
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
خودتو بذار به جای من ببین چی میکشم
تو خیالمم نبود اینجوری عاشقت بشم
تو میگی فرقی نداره هر چی گفتم بیخوده
میگی راهمون جدا شد همه چی عوض شده
ولی تو هر چی بگی بازم پریشون توئم
باز مث گذشته آواره و حیرون توئم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم
منم قید همرو به خاطر تو زدم
که دیگه دل به کسی جز تو ندم
اینو بدون عاشق تو منم

[ دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ ٍReihane ] [ نظرات () ]


چرا؟؟؟

چرا باید بشه یه دختر تو این جامعه ی پر از درد

اگه نباشه مایه ننگ مایه افتخارم نیس چون که پسر نیس

میخوای چیکار کنی؟ درس بخونی یا بشینی خونه ظرف بشوری

میخوای به کی تکیه کنی مادر یا پدر؟ اونا که دارن واسه خودشون دردسر

اونوقت میری که تکیه کنی به یه پسر

وای اگه خونواده بفهمن که دیگه نیستی تو دختر

از روز اول میکنه واسه خودش یه قبر

اگه چیزی بشه چیزی نداره جز اینکه بگه خدایا منو ببر

به خودت میای میبینی زندگیتو خراب کردن

اونایی که خودشون کارای خیلی بدتر هم کردن

شعارشون اینه که قصدشون فقط کمکه

آخه چرا مگه دختر یه آدمکه؟

خودش میدونه و خدای خودش

مگه تو کی هستی که داری میدی فحش بهش

 

خیلی بیشتر از اینا عقده دارم تو دلم اما دیگه نمیتونم چیزی بنویسم

[ یکشنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ ٍReihane ] [ نظرات () ]


تولد تـــــولـــــد تـــــــــــــولـــــــــــد

سلام به همه

 

این چند وقته آپ نمیکردم به دو دلیل یکی این که چیزی نداشتم بگم و دوم این که زیاد حال و حوصله ندارم

 

این امتحان ها که واسه آدم جون نمیذاره

و اما...

امروز چه روزیه؟؟؟؟ تولد مامی جونمههههههههههههه

تولد تولد تولدت مبارررکــــــــــــ

بابام دیشب هدیشو داد

ولی من هنوز چیزی نتونستم بخرم فردا میخوام برم بگیرم

علی جونمم خوبه  اونم آپ نمیکنه هرچی بهش میگم توهم یه آپ بکن میگه حسش نیس

راستی یه چیزی جدیدا فمنیست دارم میشم بس که سر کلاس زبان این پسرا برا خانوما ایراد میگیرن

منم همش باید دفاع کنم از حقمون و جوابشون رو بدم

حالا خوبه که معلممون هم خانومه و پشتمه و از پسمون بر نمیان

ببخشید اگه آپ زیاد جالبی نبود

آرزوی موفقیت برای همه شما قلب

[ چهارشنبه ۱٤ دی ،۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ ٍReihane ] [ نظرات () ]


رویاهای یه دختر دیوونه ی عاشق ( خودم)

همه اینارو به عشقم گفتم همینجوری

بعد اون خیلی تعریف کرد و گفت قشنگه تصمیم گرفتم اینجا هم بذارم تا شما بخونید و ببینید چطوره

دوس دارم یه خونه باشه زیر آب

تو باشی من باشم و ماهی ها

اونجا بیخیال از همه چیز و بدون هیچ مشغله ای کنار هم زندگی کنیم

ولی نه!

زندگی بدون مشغله یک رنگ میشه

خب بعده چند وقت میریم تو یه شهره شلوغ

بعد اونوقت وقتی که خوب خسته شدیم از همه دردسرای شهرای بزرگ بریم تو یه روستا

اونجا باهم رو یه زمین کشاورزی کار میکنیم

ولی نه!

کشاورزی خستت میکنه عشق منو اون دستای خوشگلت خراب میشه

نه روستام نمیخوام

دوس دارم بریم تو یه جزیره آروم و خلوت که خیلی هم دور افتادس

ولی نه!

یادم نبود من دریا زده میشم و مشکل پیش میاد برامون

پس میریم تو یه شهره معمولی تو با یه کار خوب و منم با نویسندگی کنار هم زندگی رو به خوبی میگذرونیم

خب دیگه مشکلی نیست

حالا دیگه وقت یه تنوع اساسی

خب این تنوع چی میتونه باشه جز یه بچه؟

با هم نگهش میداریم و بزرگ شدنش رو میبینیم

از شیر خوردنش تا دانشگاه رفتنش تا ازدواجش

همه رو عاشقونه میبینیم

بعد که نوه مون به دنیا اومد بغلش میکنیم و به زندگی که داشتیم و بچه ای که تربیت کردیم افتخار میکنیم

و...

از این که اینو بگم میترسم اما همینه آخرش همینه

آخرش اینه

تو بغل هم راضی از تک تک لحظات عمرمون پر میگیریم و میریم اون دنیا

میریم اونجا و بازهم از خدا میخوایم که دوباره با هم باشیم

میخوایم که بذاره بازم ما با هم خوشبخت بشیم

***The End***

[ جمعه ٩ دی ،۱۳٩٠ ] [ ۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ ٍReihane ] [ نظرات () ]


این روز های من!

این روز های من داره میگذره بدون این که کار مفیدی بکنم یا از زندگیم راضی باشم

امتحانا داره میرسه و من تو ای یه هفته ای که تعطیل بودم یک صفحه درس هم نخوندم

کنکور داره نزدیک میشه و من حتی تصمیم درستی هم براش نگرفتم چه برسه به اینکه چیزی خونده باشم

روزها میاد و میرن و همین چند وقت دیگس که بشه باز تولدم! یه سال دیگه چقد زود

چه کاری انجام دادم؟ هیجی فقط گذروندم طبق عادت فقط برای زنده موندن تلاش کردم در حالی که باید برای بهتر زندگی کردن تلاش کنم

دیگه چیزی ندارم بگم میخوام موقع امتحانا نت نیام اما میدونم نمیشه

ممنون از نظراتتون قلب ( این شکلکو قول دادم به کسی جز دو نفر و دخترا ندم پس این واسه آقا پسرا جز عشقم نیس و برا دخترای گل و دوست داشتنی هم هست نیشخند)

امیدوارم همتون موفق باشید تو همه کارا

[ چهارشنبه ٧ دی ،۱۳٩٠ ] [ ٦:٤٩ ‎ب.ظ ] [ ٍReihane ] [ نظرات () ]


از همه چی گفتم

سلام به همه

یلدای گذشتتون مبارک

نمیدونم نیما کجاست

نمیدونم چرا نت نمیاد نگرانشم بدون خداحافظی رفت البته واسم یه آف گذاشته بود که فکر نمیکنم دلیلش اون باشه

دعا کنید زودتر بیاد نگران و دلتنگشم

و اما در مورد پست قبلی ببخشید یکمی ابهام داشت مظورم از عشقم همون علی آقا بود دیگههههههه که وبلاگش هم هست تو لینکام همون لینک اول ببینید اسم لینکشم دست نوشته های یک گاگول

عوض نشده همونی بوده که هست عشق منم بهش مثل همیشس اما بهم میگه دوسش ندارم همش میگه که من دیگه دوسش ندارم و من موندم دیگه به چه زبونی بهش بگم که دوسش دارم

آخه اگه چیزی هم بگم که میگه منت میذاری

بیخیال حالا یه کاریش میکنم شما هم اگه پیشنهادی دارید بگید بهم

روزشمار امتحانای ترم..... 9 روز دیگه

وای خیلی میترسم دعا کنید همه رو با نمره بالا قبول شم

شب یلدایی که دیشب بود با بقیه شبا هیچ فرقی نداشت

الان چند وقته که شب یلدا هم برای همه یه شب معمولی مثل بقیه شبا

صمیمت خیلی کم شده خیلی

سالی یه بار به زور میبینیم همدیگرو

همه مشغولیم واسه چی؟ واسه چی اینقد تو زندگی می دوییم واسه چی؟ خب باید از زندگی لذت هم ببریم اگه تو راه هدفی که میخوایم فقط به فکر همون هدف باشیم دیگه چی ازمون میمونه؟ خب معلومه که خسته میشیم و از رسیدن به هدفمون دست میکشیم

پس باید یادتون باشه که از همه چی لذت ببرید همه چی

درس ، کار ، سختی و...

ببخشید زیادی طولانی شد

[ پنجشنبه ۱ دی ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۱٧ ‎ب.ظ ] [ ٍReihane ] [ نظرات () ]